بسم الله الرحمن الرحيم

تفسير سوره انبياء جلسه دهم آيات 28 و 29

 

 يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ«28»

 وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»

 و هر چه آنان از ازل كرده و تا ابد مى‏كنند همه را خدا مى‏داند و هرگز آن مقربان درگاه از احدى جز آن كسى كه خدا از او راضى است شفاعت نكنند و آنها دائم از خوف قهر خدا هراسانند.

 و هر كس از آنها بگويد كه من خداى عالمم دون خداى به حق، ما او را به آتش دوزخ كيفر خواهيم كرد كه سركشان و ستمكاران را البته چنين مجازات مى‏كنيم.

 يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ؛ خداوند نسبت به عباد مكرمون (بندگان مقرب) خود اطلاع كامل دارد؛ يعنى مى‏داند كه آنها در گذشته مرتكب هيچ تخطى و تعدى نگشتند و در آينده نيز آلوده گناهى نمى‏شوند. اين بندگان خاص نيز از علم خداى تعالى نسبت به خود مطلعند و مى‏دانند كه خداوند احاطه علمى به آنها دارد و حاضر وناظر بر اعمال گذشته وآينده آنهاست.

 وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى؛ اين بندگان ويژه و نيز ملائكه در روز قيامت اجازه شفاعت دارند و مى‏توانند شافع بعضى بندگان باشند البته شرط شفاعت‏شدن آن بندگان اين است كه خداوند از آنها راضى باشد.

 وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛ خصيصه ويژه و برجسته شافعان قيامت اين است كه همواره خشيت پروردگار را در دل دارند، آن هم خشيتى همراه با اشفاق؛ يعنى مدام ترسى از هيبت و عظمت پروردگار همراه با شوق و عشق نسبت به او در وجودشان موج مى‏زند، ترس از اينكه مبادا معشوق از آنها روى گرداند و قهر كند. اين فراق براى عاشق بدترين عذاب است، چه رسد به آنكه او را از خود براند و هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ  بگويد.

 وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»

 خداوند در اين آيه هشدارى نسبت به بندگان مكرم خود مى‏دهد و يادآور مى‏شود كه آنان نيز با وجود دستيابى به چنين مقامى باز هم بنده خدا هستند و سايه بندگى خدا را فراموش نمى‏كنند زيرا اگر چنين كنند كه البته نبوده دچار غفلت و خطا مى‏شوند و چه بسا مرتكب لغزشهاى خطرناك و بزرگ گردند و حتى بدانجا رسند كه ادعاى الوهيت كنند و خود را خدا بخوانند كه در اين صورت ظالم گشته‏اند و جهنم جايگاهشان خواهد بود.و نيز هشدار به آنها كه خود را بدون صلاحيت امام خواندند.

 مطالبى پيرامون شفاعت

 شفاعت از ريشه شَفْع به معناى جفت است، در مقابل وَتْر به معناى تك. در قرآن كريم نزديك به سى و دو آيه در مورد شفاعت نازل گشته و شيعه و سنى درباره آن اتفاق نظر دارند. معناى شفاعت اين است كه اگر كسى در حركت خود بر اثر خستگى زياد و سنگينى بار، سرعتش كند شود و دوست بدارد از اين وضع نجات يابد، كسانى پيدا شوند كه بارش را سبك سازند و خستگى‏اش را رفع كنند و حركتش را سرعت بخشند، پس جفت‏شدن شفيع با مشفوع را جهت تخفيف در خستگى و تسريع در حركت، شفاعت گويند. بنابراين شفاعت اصلاً به اين معنا نيست كه هر كس هر گناهى انجام دهد و از گناه خود شادمان و خندان باشد و پشيمانى و شرمى از آنچه كرده نداشته باشد و مورد شفاعت قرار گيرد و نجات يابد!

 حكايت

 شاعرى به نام حاجب در مسأله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و اين شعر را مورد شفاعت سرود:

 حاجب اگر معامله حشر با على است

من ضامنم كه هر چه بتوانى گناه كن

 شب در عالم رؤيا خواب امير مؤمنان على‏عليه السلام را ديد كه خشمگين بود و به او فرمودند: شعر خوبى نگفتى شعر خود را اينگونه تصحيح كن؛

 حاجب اگر معامله حشر با على است

شرم از رخ على كن و كمتر گناه كن

 (محمّد مهدى اشتهاردى، داستان دوستان، ص618)

 ابن ابى عمير مى‏گويد از امام صادق‏عليه السلام شنيدم كه مى‏فرمودند: كسى كه از كبائر اجتناب كند، از صغيره‏هاى او سؤال نمى‏شود. و امام اين آيه را قرائت فرمود: إنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً گفتم: پس شفاعت شامل چه كسى مى‏شود؟ ايشان فرمودند: پدرم از اجدادش از رسول خداصلى الله عليه وآله نقل كردند كه ايشان فرمودند: شفاعت من براى كبائر امتم است (كسى كه گناه كبيره مرتكب شده) و اما نيكوكاران كه راهى بر آنان نيست. گفتم: پس شفاعت چگونه براى اهل كبائر است در حالى كه خداوند مى‏فرمايد: وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى و كسى كه مرتكب كبائر شود مورد رضايت خدا نيست فرمودند: اى أبااحمد هيچ مؤمنى نيست كه گناه كند مگر آنكه از آن بدش مى‏آيد و از آن پشيمان مى‏شود. و ايشان فرمودند: براى توبه، پشيمانى كافى است. و همچنين فرمودند: كسى كه حسنه‏اش او را شاد كند و سيّئه‏اش او را ناخوش دارد او مؤمن است. (وسائل الشيعه، ج15، ص336) پس اگر كسى اساساً اعتقاد به معاد و عقاب و جزاى آن نداشته باشد، ظالم بوده، هيچ شفيعى نخواهد داشت؛ ما لِلظّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ (غافر/18)

 شافعان چه كسانى هستند

 سزاوارترين شفيع روز قيامت، اطاعت از خداست. كسى كه مطيع فرامين و دستورات خداى تعالى است، بيشترين صلاحيت را براى شفاعت‏شدن دارد. شايد سؤال شود كه چنين شخصى خود به خود اهل بهشت است، پس شفاعت به چه كارش مى‏آيد؟ پاسخ اين است كه همه افراد دوست دارند ترفيع درجه پيدا كنند و به مرتبه بالاترى ارتقا يابند. چنين كسى بوسيله اطاعت از خداوند، ترفيع مى‏گيرد و از آنچه استحقاقش را دارد بالاتر مى‏رود.

 شافع ديگر روز قيامت، توبه است. كسى كه توبه كند، زمينه و اقتضا مى‏يابد تا شفاعت شود.

 رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند: لا شفيع أنجح من التوبة: شفيعى نيكوتر و آسانتر از توبه نيست. (بحار، ج8، ص58، باب 21)

 وجود مقدس پيامبر گرامى اسلام‏صلى الله عليه وآله از بزرگترين شافعان قيامتند. در روايتى كه هم از شيعه و هم از سنى نقل شده آمده است كه: يا على من و تو شفيعان روز قيامت هستيم و خداوند شفاعت ما را قبول مى‏كند.

 شفيعان ديگر، ائمه اطهارعليهم السلام  هستند كه در زيارات ائمه و دعاهاى اماكن و ازمنه مختلف بدين مطلب بسيار تصريح و اشاره گشته است. مخصوصاً شفاعت حضرت فاطمه زهراعليها السلام به ويژه براى زنها، بسيار مروى و قطعى است.

 زنهايى كه داراى اين چند خصلت باشند، شفاعت حضرت زهراعليها السلام نصيبشان مى‏گردد: 1 - مراقبت بر نمازهاى پنج‏گانه 2 - روزه‏دارى 3 - انجام حجّ 4 - پرداخت زكات 5 - اطاعت از شوهر 6 - محبت اهل بيت‏عليهم السلام (بحار، ج43، ص24)

 البته معناى شوهردارى اين نيست كه مرد هر طور بخواهد با زن خود رفتار كند و زن در هر شرايطى مجبور به اطاعت و تمكين و سكوت باشد بلكه در اسلام حقوق زن و مرد متقابل است و هر كدام نسبت به ديگرى حقوقى دارند كه اگر كوتاهى كنند مقصر هستند.

 ديگر شفيعان روز قيامت، عالمان ربانى هستند، عالمانى كه خود اهل عمل بوده، آنچه را مى‏دانستند به كار مى‏بستند و نه عالمان بى‏عمل كه در قيامت گرفتارند و در جهنم بوى گندشان موجب آزار جهنميان و اعتراض آنها مى‏شود.

 رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند: انّ أهل النّار ليتأذّون من ريح العالم التارك لعلمه: همانا اهل آتش هر آينه از بوى عالم بى‏عمل گرفتار اذيت و آزارند. (اصول كافى، ج1، ص44)

 جهنم خود بوى گند مى‏دهد و يكى از عذابهاى آنجا بوى تعفّن آن است اما با اين حال جهنميان از بوى بد عالم بى‏عمل به رنج مى‏افتند.

 اصولاً هر زشتى و گناهى بوى تعفن مى‏دهد و از هر كار خوب و عمل صالحى، بوى عطر ساطع مى‏شود.

 شخصى از امام صادق‏عليه السلام پرسيد: دو ملكى كه مأمور ثبت اعمال هستند، وقتى بنده اراده گناه كند يا اراده كار نيك كند متوجه مى‏شوند؟ حضرت فرمودند: ريحُ الكَنيفِ و ريحُ الطَيِّبِ سَواء؟: آيا بوى بد و بوى خوش با هم مساوى است؟، گفتم: نه. فرمودند: چون بنده اراده حسنه كند بوى خوشى از او ساطع مى‏شود و هنگامى كه اراده سيّئه كند بوى بدى از او ساطع مى‏شود. (اصول كافى، ج2، ص429)

 شهدا نيز گروه ديگر شفعا هستند كه طبق برخى روايات يك شهيد تا هفتاد نفر از بستگان خود را مى‏تواند شفاعت كند. در كنار آنها مؤمنين باتقوا هستند كه بر حسب درجات معنوى خود، اجازه شفاعت دارند.

 همچنين قاريان و حافظان قرآن نيز جزء شفيعان قيامتند؛ آنانكه قرآن را مى‏خوانند و به آن عمل مى‏كنند. اما اگر بر خلاف قرآن عمل كنند، قرآن آنها را لعن مى‏كند. رسول خداصلى الله عليه وآله: رُبَّ تال القرآن و القرآن يلعنه: چه بسا قاريان قرآنى كه قرآن آنها را لعن مى‏كند. (بحار الانوار، ج89، ص184)

 بى‏شك تلاوت قرآن اگر همراه با پرهيز از گناه باشد قلب را رقيق مى‏كند و انسان را به سوى خداوند حركت مى‏دهد. روايات بسيارى در انتهاى اصول كافى در فضيلت قرائت قرآن وارد شده است. خود قرآن يكى از شافعان روز قيامت است. اميرالمؤمنين‏عليه السلام فرمودند: و اعلموا أنّه شافع مشفّع و أنّه من شفع له القرآن يوم القيامة شفّع فيه: آگاه باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته، و سخنش تصديق مى‏گردد. آنكس كه در قيامت قرآن شفاعتش كند بخشوده مى‏شود و آنكس كه قرآن از او شكايت كند محكوم است. (نهج‏البلاغه، خطبه 175)

 علاوه بر اين، قرآن و تلاوت آن آثار و فوايد بى‏شمارى دارد از جمله آنكه درمان همه دردهاست. اگر كسى برنامه مرتب روزانه براى تلاوت قرآن داشته باشد، آن هم با وضو و رو به قبله و با توجه، بى‏شك قرآن مى‏تواند همه دردهاى ظاهرى و باطنى‏اش را شفا بخشد؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ إلاَّ خَساراً (اسراء/82)

 يكى ديگر از شافعان محشر، روزه است. در آن روز، روزه به سخن مى‏آيد و مى‏گويد: من در دنيا باعث شدم كه اين شخص روزها را به گرسنگى سر كند و از شهوات خود جلوگيرى نمايد و امروز او را شفاعت مى‏كنم.

 شفيع ديگر قيامت، سجده است. ربيعة ابن كعب هفت سال پيامبرصلى الله عليه وآله را خدمت نمود. پيامبرصلى الله عليه وآله روزى به او فرمودند از من درخواستى نما. او گفت به من مهلت بدهيد تا فكر كنم. صبح روز بعد به نزد پيامبر آمد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: حاجتت چيست؟ گفت: از خداوند بخواه تا مرا با تو به بهشت داخل كند. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: چه كسى به تو اين درخواست را ياد داد؟ گفت: كسى به من ياد نداد، ولى فكر كردم كه مال بخواهم تمام مى‏شود، عمر طولانى و اولاد بخواهم، عاقبت مرگ است؛ لذا اين درخواست را نمودم. پيامبرصلى الله عليه وآله مدتى سر به پايين انداختند و سپس فرمود: أفعل ذلك فأعنّى بكثرة السّجود: اين كار را انجام مى‏دهم، تو نيز مرا كمك كن به سجده‏هاى طولانى. (بحار، ج90، ص326 و 327) سجده‏هاى طولانى لزوماً نبايد در غير نماز باشد بلكه نماز خواندن زياد موجب سجده‏هاى فراوان مى‏شود، مخصوصاً نمازهاى استيجارى مى‏توانند توفيق خوبى در اين زمينه فراهم كنند. حاج محمّد رضا و حاج عباس گل آرايش - از مريدان حضرت آيت‏اللَّه نجابت‏رحمه الله - گاه روزى نه ساعت تا ده ساعت، نماز استيجارى مى‏خواندند و خسته نمى‏شدند. حضرت آيت‏اللَّه نجابت‏رحمه الله نيز اوائل كه در مدرسه قوام تدريس مى‏كردند، هنگامى كه درسشان به پايان مى‏رسيد، درب حجره را مى‏بستند و نماز استيجارى مى‏خواندند. در آن زمان امرار معاش حضرت آقا به وسيله همين نماز و روزه استيجارى بود.

 ديگر شفيعان روز قيامت، همسايه، رَحِم، پدر و مادر مى‏باشند كه موجب آسانى حساب نيز مى‏شوند.

 امام صادق‏عليه السلام فرمودند: صلة الرّحم تهوّن الحساب يوم القيامة: صله رحم، روز قيامت حساب را سبك سازد. (اصول كافى، ج2، ص157، باب صله رحم)

 و در روايتى ديگر فرمودند: انّ صلة رحم و البرّ يتهوّنان الحساب: همانا صله رحم و احسان به ديگران، حساب روز قيامت را سبك مى‏سازند. (كافى، ج2، ص157)

 صورت احسان به پدر و مادر و صله رحم، شفاعت است.

 زيارت حضرات معصومين‏عليهم السلام نيز از جمله شفيعان مهم روز قيامت هستند اما بايد مراقب باشيم كه راه شفاعت ائمه اطهارعليهم السلام را با كردار ناشايست خود نبنديم.

 حكايت

 يكى از علماى بزرگ اصفهان با كاروانى به سوى مشهد حركت كرد او برادرى داشت كه در خلق و خو با او بيگانه بود و در گناه و غفلت بود. اين مرد هنگام حركت به ديدار او نرفت ولى برادر گناهكار بعد از شنيدن حركت برادرش به دنبال كاروان روانه شد و در چند فرسخى اصفهان خود را به كاروان رساند برادر او با آمدنش موافقت كرد به اين اميد كه او توبه كند. برادر گناهكار هم در مسير راه دگرگون شد و توبه كرد، در شهر سبزوار بيمار شد و جهان را بدرود گفت. خواستند او را به خاك بسپارند اما برادر او مانع شد و گفت بايد پيكر او را به مشهد ببريم بالاخره او را به مشهد بردند و بعد از طواف به دور ضريح او را به خاك سپردند. يك شب در عالم رؤيا برادرش را در قصرى زيبا و باشكوه ملاقات كرد از او پرسيد كه در اينجا چه مى‏كنى؟ گفت اينجا منزل من است و از لطف حضرت رضاعليه السلام نصيبم شده است. از او خواست كه جريان را بازگو كند. گفت: هنگامى كه مرا غسل مى‏داديد آب براى من  آتش سوزان بود، كفن و تابوت هم آتش بود و همواره در عذاب بودم تا اينكه مرا به مشهد رسانديد و در هنگام طواف ديدم كه حضرت رضاعليه السلام در بالاى ضريح ايستاده و پاسخ زائران را مى‏دهند من از او شفاعت خواستم اما به من توجهى نكرد تا اينكه به راهنمايى پيرمردى كه آنجا ايستاده بود او را حق مادرش حضرت فاطمه زهراعليها السلام سوگند دادم آن حضرت به من توجه كرد و فرمود: اينان نافرمانى مى‏كنند اما سرانجام توبه مى‏كنند و ما را به كسى سوگند مى‏دهند كه نمى‏توانيم آنها را شفاعت نكنيم. سخن حضرت كه به اينجا رسيد شما مرا از حرم بيرون برديد و ديگر عذاب به سراغم نيامد. (كرامات صالحين ص 214 تا 216)

 محرومين از شفاعت

 چند گروه وجود دارند كه خداوند اجازه شفاعت آنها را نمى‏دهد و هيچ كس شفيع آنها نمى‏شود گروه اول كفار هستند، همچنين يهود و نصارا كه مدعى هستند و خود را ابناء اللَّه و احبائه مى‏خوانند: وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إلَيْهِ الْمَصيرُ: يهود و نصارا گفتند ما پسران خدا و دوستان اوئيم بگو اى پيغمبر اگر چنين است پس چرا او شما را به گناهان عذاب مى‏كند بلكه شما از آنچه خدا خلق كرده بشرى بيش نيستيد، هر كه را بخواهد مى‏بخشد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند كه آسمانها و زمين و هر چه بين آنهاست همه مِلك خداست و بازگشت همه به در قيامت به سوى اوست (مائده/18)

 بعضى آياتى كه شفاعت را به طور مطلق نفى مى‏كند، ناظر بر همين گروه مى‏باشد. در همين گروهند مغرورين، كسانى كه احساس مى‏كنند بر همه، حتى بر خداوند منت دارند و بهشت ملك طلق آنهاست. كسانى كه همه را مطيع خود مى‏خواهند و هر كس  را كه در مقابلشان بايستد گردن مى‏زنند؛ وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»: و هر كس از آنها بگويد كه من خداى عالمم دون خداى به حق، ما او را به آتش دوزخ كيفر خواهيم كرد كه سركشان و ستمكاران را البته چنين مجازات مى‏كنيم.

 گروه ديگر محروم از شفاعت، ظالمين هستند؛ ما لِلظّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ: ظالمين نه دوستى دارند و نه شفيعى كه شفاعتشان كند. (غافر/18) پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله فرمودند: أمّا شفاعتى ففى أصحاب الكبائر ما خلا أهل الشرك و الظّلم: اما شفاعت من درباره آنانى است كه گناهان بزرگ مرتكب شده‏اند بجز مشركان و ستمكاران. (مستدرك‏الوسائل، ج11، ص 365)

 اگر كسى مال ديگرى را غصب كند يا آبروى كسى را ببرد يا آنكه كسى را كتك بزند يا زخمى‏اش كند - هر چند از روى شوخى - ظالم محسوب مى‏شود.

 برخى نيز كه در جريان درگيرى‏هاى بعد از انتخابات به جان مردم افتادند و آنها را با چوب و چماق كتك زدند، مرتكب ظلم عظيم گشتند. آيا تاوان شركت در انتخابات، كتك‏خوردن است، آن هم در ملأ عام؟

 آيا كسانى كه مردم را كتك زدند، خود را مسلمان مى‏دانند و ديگران را كافر و مرتد قلمداد مى‏كنند؟!

 آن وقت به ما مى‏گويند تو مرتد هستى و خودش هيچ! نحن ابناء اللَّه و احبائه يعنى همين. يهوديان نيز همين سخن را مى‏گفتند. آيا تو اهل بهشت هستى و بنده كه تو را نصيحت مى‏كنم اهل جهنم هستم و مسجد ما مسجد ضرار است؟! اين چه راهى است كه مى‏روى؟ به جهنم مى‏روى و بهشتيان را جهنمى مى‏دانى؟!

 گروه ديگر محروم از شفاعت، خائنان هستند.

 اين چه حرفى است كه مى‏زنيد؟ خيانت به ملت معنايش چيست؟ ما كه مردم را ارشاد مى‏كنيم و به راه ايمان مى‏خوانيم، مرتد هستيم اما شماكه دسته دسته مردم را رو به جهنم مى‏بريد و موجب مسيحى‏شدن و بهايى‏شدن جوانها مى‏شويد اهل بهشت هستيد؟! چقدر انسان مى‏تواند نافهم باشد؟ چرا خود را در جايگاهى قرار مى‏دهيد كه هيچ پايگاهى نداشته باشيد؟ به جاى تهديد اين مسجد، به گوشه‏اى برويد و از آنچه كرده‏ايد توبه كنيد، عذرخواهى كنيد از ملت! حال دستِ بالا بلند شديد و توقع داريد سخن نگوييم؟ مگر ما چه كرده‏ايم غير از دعوت مردم به دين اسلام و احكام؟ به شما هم توصيه مى‏كنم كه به دامان ملت بازگرديد.

 گروه ديگرى كه شفاعت شامل حالشان نمى‏شود كسانى هستند كه نماز را سبك مى‏شمارند و بدان اهميت نمى‏دهند

 امام صادق‏عليه السلام فرمودند: لا تنال شفاعتنا من استخفّ بالصّلاة: شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد نمى‏رسد. (اصول كافى، ج3، ص270)

 كارى نكنيد كه جوانهاى ما طورى از دين سرخورده شوند كه نسبت به نماز و روزه نيز دلسرد شوند و آنها را ترك كنند. شما كه عده‏اى را با تهمت كنار زديد و عده‏اى را با چماق بيرون رانديد، پس ديگر چه كسى باقى مى‏ماند كه مردم به آنها متصل شوند؟ خودتان مانديد و چماقها و تفنگهايتان! ملت بى‏سلاح چه بايد كنند؟

 اما چيزى كه موجب تسريع در شفاعت است و انسان را براى آن آماده‏تر مى‏كند، علاوه بر همه آنها كه نام برده شد، صلوات بر محمّد و آل محمّد است.

 اللّهمّ صل على محمّد و آل محمّد.

 

شایان ذکر است مطالب فوق در ردّ مطالبی که در سخنرانی بعضی از مسئولین استان در شهر شیراز و شب نامه هایی که توزیع گردیده، بیان شده است و ارتباطی با مسئولین کشوری ندارد.