|
بسم الله الرحمن الرحيم
تفسير سوره انبياء جلسه دهم آيات 28 و 29
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ«28»
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»
و هر چه آنان از ازل كرده و تا ابد مىكنند همه را خدا مىداند و هرگز آن مقربان درگاه از احدى جز آن كسى كه خدا از او راضى است شفاعت نكنند و آنها دائم از خوف قهر خدا هراسانند.
و هر كس از آنها بگويد كه من خداى عالمم دون خداى به حق، ما او را به آتش دوزخ كيفر خواهيم كرد كه سركشان و ستمكاران را البته چنين مجازات مىكنيم.
يَعْلَمُ ما بَيْنَ أَيْديهِمْ وَ ما خَلْفَهُمْ؛ خداوند نسبت به عباد مكرمون (بندگان مقرب) خود اطلاع كامل دارد؛ يعنى مىداند كه آنها در گذشته مرتكب هيچ تخطى و تعدى نگشتند و در آينده نيز آلوده گناهى نمىشوند. اين بندگان خاص نيز از علم خداى تعالى نسبت به خود مطلعند و مىدانند كه خداوند احاطه علمى به آنها دارد و حاضر وناظر بر اعمال گذشته وآينده آنهاست.
وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى؛ اين بندگان ويژه و نيز ملائكه در روز قيامت اجازه شفاعت دارند و مىتوانند شافع بعضى بندگان باشند البته شرط شفاعتشدن آن بندگان اين است كه خداوند از آنها راضى باشد.
وَ هُمْ مِنْ خَشْيَتِهِ مُشْفِقُونَ؛ خصيصه ويژه و برجسته شافعان قيامت اين است كه همواره خشيت پروردگار را در دل دارند، آن هم خشيتى همراه با اشفاق؛ يعنى مدام ترسى از هيبت و عظمت پروردگار همراه با شوق و عشق نسبت به او در وجودشان موج مىزند، ترس از اينكه مبادا معشوق از آنها روى گرداند و قهر كند. اين فراق براى عاشق بدترين عذاب است، چه رسد به آنكه او را از خود براند و هذا فِراقُ بَيْني وَ بَيْنِكَ بگويد.
وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»
خداوند در اين آيه هشدارى نسبت به بندگان مكرم خود مىدهد و يادآور مىشود كه آنان نيز با وجود دستيابى به چنين مقامى باز هم بنده خدا هستند و سايه بندگى خدا را فراموش نمىكنند زيرا اگر چنين كنند كه البته نبوده دچار غفلت و خطا مىشوند و چه بسا مرتكب لغزشهاى خطرناك و بزرگ گردند و حتى بدانجا رسند كه ادعاى الوهيت كنند و خود را خدا بخوانند كه در اين صورت ظالم گشتهاند و جهنم جايگاهشان خواهد بود.و نيز هشدار به آنها كه خود را بدون صلاحيت امام خواندند.
مطالبى پيرامون شفاعت
شفاعت از ريشه شَفْع به معناى جفت است، در مقابل وَتْر به معناى تك. در قرآن كريم نزديك به سى و دو آيه در مورد شفاعت نازل گشته و شيعه و سنى درباره آن اتفاق نظر دارند. معناى شفاعت اين است كه اگر كسى در حركت خود بر اثر خستگى زياد و سنگينى بار، سرعتش كند شود و دوست بدارد از اين وضع نجات يابد، كسانى پيدا شوند كه بارش را سبك سازند و خستگىاش را رفع كنند و حركتش را سرعت بخشند، پس جفتشدن شفيع با مشفوع را جهت تخفيف در خستگى و تسريع در حركت، شفاعت گويند. بنابراين شفاعت اصلاً به اين معنا نيست كه هر كس هر گناهى انجام دهد و از گناه خود شادمان و خندان باشد و پشيمانى و شرمى از آنچه كرده نداشته باشد و مورد شفاعت قرار گيرد و نجات يابد!
حكايت
شاعرى به نام حاجب در مسأله شفاعت گرفتار اشتباهات عوام شده و اين شعر را مورد شفاعت سرود:
حاجب اگر معامله حشر با على است
من ضامنم كه هر چه بتوانى گناه كن
شب در عالم رؤيا خواب امير مؤمنان علىعليه السلام را ديد كه خشمگين بود و به او فرمودند: شعر خوبى نگفتى شعر خود را اينگونه تصحيح كن؛
حاجب اگر معامله حشر با على است
شرم از رخ على كن و كمتر گناه كن
(محمّد مهدى اشتهاردى، داستان دوستان، ص618)
ابن ابى عمير مىگويد از امام صادقعليه السلام شنيدم كه مىفرمودند: كسى كه از كبائر اجتناب كند، از صغيرههاى او سؤال نمىشود. و امام اين آيه را قرائت فرمود: إنْ تَجْتَنِبُوا كَبائِرَ ما تُنْهَوْنَ عَنْهُ نُكَفِّرْ عَنْكُمْ سَيِّئاتِكُمْ وَ نُدْخِلْكُمْ مُدْخَلاً كَريماً گفتم: پس شفاعت شامل چه كسى مىشود؟ ايشان فرمودند: پدرم از اجدادش از رسول خداصلى الله عليه وآله نقل كردند كه ايشان فرمودند: شفاعت من براى كبائر امتم است (كسى كه گناه كبيره مرتكب شده) و اما نيكوكاران كه راهى بر آنان نيست. گفتم: پس شفاعت چگونه براى اهل كبائر است در حالى كه خداوند مىفرمايد: وَ لا يَشْفَعُونَ إلاَّ لِمَنِ ارْتَضى و كسى كه مرتكب كبائر شود مورد رضايت خدا نيست فرمودند: اى أبااحمد هيچ مؤمنى نيست كه گناه كند مگر آنكه از آن بدش مىآيد و از آن پشيمان مىشود. و ايشان فرمودند: براى توبه، پشيمانى كافى است. و همچنين فرمودند: كسى كه حسنهاش او را شاد كند و سيّئهاش او را ناخوش دارد او مؤمن است. (وسائل الشيعه، ج15، ص336) پس اگر كسى اساساً اعتقاد به معاد و عقاب و جزاى آن نداشته باشد، ظالم بوده، هيچ شفيعى نخواهد داشت؛ ما لِلظّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ (غافر/18)
شافعان چه كسانى هستند
سزاوارترين شفيع روز قيامت، اطاعت از خداست. كسى كه مطيع فرامين و دستورات خداى تعالى است، بيشترين صلاحيت را براى شفاعتشدن دارد. شايد سؤال شود كه چنين شخصى خود به خود اهل بهشت است، پس شفاعت به چه كارش مىآيد؟ پاسخ اين است كه همه افراد دوست دارند ترفيع درجه پيدا كنند و به مرتبه بالاترى ارتقا يابند. چنين كسى بوسيله اطاعت از خداوند، ترفيع مىگيرد و از آنچه استحقاقش را دارد بالاتر مىرود.
شافع ديگر روز قيامت، توبه است. كسى كه توبه كند، زمينه و اقتضا مىيابد تا شفاعت شود.
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند: لا شفيع أنجح من التوبة: شفيعى نيكوتر و آسانتر از توبه نيست. (بحار، ج8، ص58، باب 21)
وجود مقدس پيامبر گرامى اسلامصلى الله عليه وآله از بزرگترين شافعان قيامتند. در روايتى كه هم از شيعه و هم از سنى نقل شده آمده است كه: يا على من و تو شفيعان روز قيامت هستيم و خداوند شفاعت ما را قبول مىكند.
شفيعان ديگر، ائمه اطهارعليهم السلام هستند كه در زيارات ائمه و دعاهاى اماكن و ازمنه مختلف بدين مطلب بسيار تصريح و اشاره گشته است. مخصوصاً شفاعت حضرت فاطمه زهراعليها السلام به ويژه براى زنها، بسيار مروى و قطعى است.
زنهايى كه داراى اين چند خصلت باشند، شفاعت حضرت زهراعليها السلام نصيبشان مىگردد: 1 - مراقبت بر نمازهاى پنجگانه 2 - روزهدارى 3 - انجام حجّ 4 - پرداخت زكات 5 - اطاعت از شوهر 6 - محبت اهل بيتعليهم السلام (بحار، ج43، ص24)
البته معناى شوهردارى اين نيست كه مرد هر طور بخواهد با زن خود رفتار كند و زن در هر شرايطى مجبور به اطاعت و تمكين و سكوت باشد بلكه در اسلام حقوق زن و مرد متقابل است و هر كدام نسبت به ديگرى حقوقى دارند كه اگر كوتاهى كنند مقصر هستند.
ديگر شفيعان روز قيامت، عالمان ربانى هستند، عالمانى كه خود اهل عمل بوده، آنچه را مىدانستند به كار مىبستند و نه عالمان بىعمل كه در قيامت گرفتارند و در جهنم بوى گندشان موجب آزار جهنميان و اعتراض آنها مىشود.
رسول خداصلى الله عليه وآله فرمودند: انّ أهل النّار ليتأذّون من ريح العالم التارك لعلمه: همانا اهل آتش هر آينه از بوى عالم بىعمل گرفتار اذيت و آزارند. (اصول كافى، ج1، ص44)
جهنم خود بوى گند مىدهد و يكى از عذابهاى آنجا بوى تعفّن آن است اما با اين حال جهنميان از بوى بد عالم بىعمل به رنج مىافتند.
اصولاً هر زشتى و گناهى بوى تعفن مىدهد و از هر كار خوب و عمل صالحى، بوى عطر ساطع مىشود.
شخصى از امام صادقعليه السلام پرسيد: دو ملكى كه مأمور ثبت اعمال هستند، وقتى بنده اراده گناه كند يا اراده كار نيك كند متوجه مىشوند؟ حضرت فرمودند: ريحُ الكَنيفِ و ريحُ الطَيِّبِ سَواء؟: آيا بوى بد و بوى خوش با هم مساوى است؟، گفتم: نه. فرمودند: چون بنده اراده حسنه كند بوى خوشى از او ساطع مىشود و هنگامى كه اراده سيّئه كند بوى بدى از او ساطع مىشود. (اصول كافى، ج2، ص429)
شهدا نيز گروه ديگر شفعا هستند كه طبق برخى روايات يك شهيد تا هفتاد نفر از بستگان خود را مىتواند شفاعت كند. در كنار آنها مؤمنين باتقوا هستند كه بر حسب درجات معنوى خود، اجازه شفاعت دارند.
همچنين قاريان و حافظان قرآن نيز جزء شفيعان قيامتند؛ آنانكه قرآن را مىخوانند و به آن عمل مىكنند. اما اگر بر خلاف قرآن عمل كنند، قرآن آنها را لعن مىكند. رسول خداصلى الله عليه وآله: رُبَّ تال القرآن و القرآن يلعنه: چه بسا قاريان قرآنى كه قرآن آنها را لعن مىكند. (بحار الانوار، ج89، ص184)
بىشك تلاوت قرآن اگر همراه با پرهيز از گناه باشد قلب را رقيق مىكند و انسان را به سوى خداوند حركت مىدهد. روايات بسيارى در انتهاى اصول كافى در فضيلت قرائت قرآن وارد شده است. خود قرآن يكى از شافعان روز قيامت است. اميرالمؤمنينعليه السلام فرمودند: و اعلموا أنّه شافع مشفّع و أنّه من شفع له القرآن يوم القيامة شفّع فيه: آگاه باشيد كه شفاعت قرآن پذيرفته، و سخنش تصديق مىگردد. آنكس كه در قيامت قرآن شفاعتش كند بخشوده مىشود و آنكس كه قرآن از او شكايت كند محكوم است. (نهجالبلاغه، خطبه 175)
علاوه بر اين، قرآن و تلاوت آن آثار و فوايد بىشمارى دارد از جمله آنكه درمان همه دردهاست. اگر كسى برنامه مرتب روزانه براى تلاوت قرآن داشته باشد، آن هم با وضو و رو به قبله و با توجه، بىشك قرآن مىتواند همه دردهاى ظاهرى و باطنىاش را شفا بخشد؛ وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنينَ وَ لا يَزيدُ الظّالِمينَ إلاَّ خَساراً (اسراء/82)
يكى ديگر از شافعان محشر، روزه است. در آن روز، روزه به سخن مىآيد و مىگويد: من در دنيا باعث شدم كه اين شخص روزها را به گرسنگى سر كند و از شهوات خود جلوگيرى نمايد و امروز او را شفاعت مىكنم.
شفيع ديگر قيامت، سجده است. ربيعة ابن كعب هفت سال پيامبرصلى الله عليه وآله را خدمت نمود. پيامبرصلى الله عليه وآله روزى به او فرمودند از من درخواستى نما. او گفت به من مهلت بدهيد تا فكر كنم. صبح روز بعد به نزد پيامبر آمد. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: حاجتت چيست؟ گفت: از خداوند بخواه تا مرا با تو به بهشت داخل كند. پيامبرصلى الله عليه وآله فرمودند: چه كسى به تو اين درخواست را ياد داد؟ گفت: كسى به من ياد نداد، ولى فكر كردم كه مال بخواهم تمام مىشود، عمر طولانى و اولاد بخواهم، عاقبت مرگ است؛ لذا اين درخواست را نمودم. پيامبرصلى الله عليه وآله مدتى سر به پايين انداختند و سپس فرمود: أفعل ذلك فأعنّى بكثرة السّجود: اين كار را انجام مىدهم، تو نيز مرا كمك كن به سجدههاى طولانى. (بحار، ج90، ص326 و 327) سجدههاى طولانى لزوماً نبايد در غير نماز باشد بلكه نماز خواندن زياد موجب سجدههاى فراوان مىشود، مخصوصاً نمازهاى استيجارى مىتوانند توفيق خوبى در اين زمينه فراهم كنند. حاج محمّد رضا و حاج عباس گل آرايش - از مريدان حضرت آيتاللَّه نجابترحمه الله - گاه روزى نه ساعت تا ده ساعت، نماز استيجارى مىخواندند و خسته نمىشدند. حضرت آيتاللَّه نجابترحمه الله نيز اوائل كه در مدرسه قوام تدريس مىكردند، هنگامى كه درسشان به پايان مىرسيد، درب حجره را مىبستند و نماز استيجارى مىخواندند. در آن زمان امرار معاش حضرت آقا به وسيله همين نماز و روزه استيجارى بود.
ديگر شفيعان روز قيامت، همسايه، رَحِم، پدر و مادر مىباشند كه موجب آسانى حساب نيز مىشوند.
امام صادقعليه السلام فرمودند: صلة الرّحم تهوّن الحساب يوم القيامة: صله رحم، روز قيامت حساب را سبك سازد. (اصول كافى، ج2، ص157، باب صله رحم)
و در روايتى ديگر فرمودند: انّ صلة رحم و البرّ يتهوّنان الحساب: همانا صله رحم و احسان به ديگران، حساب روز قيامت را سبك مىسازند. (كافى، ج2، ص157)
صورت احسان به پدر و مادر و صله رحم، شفاعت است.
زيارت حضرات معصومينعليهم السلام نيز از جمله شفيعان مهم روز قيامت هستند اما بايد مراقب باشيم كه راه شفاعت ائمه اطهارعليهم السلام را با كردار ناشايست خود نبنديم.
حكايت
يكى از علماى بزرگ اصفهان با كاروانى به سوى مشهد حركت كرد او برادرى داشت كه در خلق و خو با او بيگانه بود و در گناه و غفلت بود. اين مرد هنگام حركت به ديدار او نرفت ولى برادر گناهكار بعد از شنيدن حركت برادرش به دنبال كاروان روانه شد و در چند فرسخى اصفهان خود را به كاروان رساند برادر او با آمدنش موافقت كرد به اين اميد كه او توبه كند. برادر گناهكار هم در مسير راه دگرگون شد و توبه كرد، در شهر سبزوار بيمار شد و جهان را بدرود گفت. خواستند او را به خاك بسپارند اما برادر او مانع شد و گفت بايد پيكر او را به مشهد ببريم بالاخره او را به مشهد بردند و بعد از طواف به دور ضريح او را به خاك سپردند. يك شب در عالم رؤيا برادرش را در قصرى زيبا و باشكوه ملاقات كرد از او پرسيد كه در اينجا چه مىكنى؟ گفت اينجا منزل من است و از لطف حضرت رضاعليه السلام نصيبم شده است. از او خواست كه جريان را بازگو كند. گفت: هنگامى كه مرا غسل مىداديد آب براى من آتش سوزان بود، كفن و تابوت هم آتش بود و همواره در عذاب بودم تا اينكه مرا به مشهد رسانديد و در هنگام طواف ديدم كه حضرت رضاعليه السلام در بالاى ضريح ايستاده و پاسخ زائران را مىدهند من از او شفاعت خواستم اما به من توجهى نكرد تا اينكه به راهنمايى پيرمردى كه آنجا ايستاده بود او را حق مادرش حضرت فاطمه زهراعليها السلام سوگند دادم آن حضرت به من توجه كرد و فرمود: اينان نافرمانى مىكنند اما سرانجام توبه مىكنند و ما را به كسى سوگند مىدهند كه نمىتوانيم آنها را شفاعت نكنيم. سخن حضرت كه به اينجا رسيد شما مرا از حرم بيرون برديد و ديگر عذاب به سراغم نيامد. (كرامات صالحين ص 214 تا 216)
محرومين از شفاعت
چند گروه وجود دارند كه خداوند اجازه شفاعت آنها را نمىدهد و هيچ كس شفيع آنها نمىشود گروه اول كفار هستند، همچنين يهود و نصارا كه مدعى هستند و خود را ابناء اللَّه و احبائه مىخوانند: وَ قالَتِ الْيَهُودُ وَ النَّصارى نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبّاؤُهُ قُلْ فَلِمَ يُعَذِّبُكُمْ بِذُنُوبِكُمْ بَلْ أَنْتُمْ بَشَرٌ مِمَّنْ خَلَقَ يَغْفِرُ لِمَنْ يَشاءُ وَ يُعَذِّبُ مَنْ يَشاءُ وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ إلَيْهِ الْمَصيرُ: يهود و نصارا گفتند ما پسران خدا و دوستان اوئيم بگو اى پيغمبر اگر چنين است پس چرا او شما را به گناهان عذاب مىكند بلكه شما از آنچه خدا خلق كرده بشرى بيش نيستيد، هر كه را بخواهد مىبخشد و هر كه را بخواهد عذاب مىكند كه آسمانها و زمين و هر چه بين آنهاست همه مِلك خداست و بازگشت همه به در قيامت به سوى اوست (مائده/18)
بعضى آياتى كه شفاعت را به طور مطلق نفى مىكند، ناظر بر همين گروه مىباشد. در همين گروهند مغرورين، كسانى كه احساس مىكنند بر همه، حتى بر خداوند منت دارند و بهشت ملك طلق آنهاست. كسانى كه همه را مطيع خود مىخواهند و هر كس را كه در مقابلشان بايستد گردن مىزنند؛ وَ مَنْ يَقُلْ مِنْهُمْ إنّي إلهٌ مِنْ دُونِهِ فَذلِكَ نَجْزيهِ جَهَنَّمَ كَذلِكَ نَجْزِي الظّالِمينَ«29»: و هر كس از آنها بگويد كه من خداى عالمم دون خداى به حق، ما او را به آتش دوزخ كيفر خواهيم كرد كه سركشان و ستمكاران را البته چنين مجازات مىكنيم.
گروه ديگر محروم از شفاعت، ظالمين هستند؛ ما لِلظّالِمينَ مِنْ حَميمٍ وَ لا شَفيعٍ يُطاعُ: ظالمين نه دوستى دارند و نه شفيعى كه شفاعتشان كند. (غافر/18) پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمودند: أمّا شفاعتى ففى أصحاب الكبائر ما خلا أهل الشرك و الظّلم: اما شفاعت من درباره آنانى است كه گناهان بزرگ مرتكب شدهاند بجز مشركان و ستمكاران. (مستدركالوسائل، ج11، ص 365)
اگر كسى مال ديگرى را غصب كند يا آبروى كسى را ببرد يا آنكه كسى را كتك بزند يا زخمىاش كند - هر چند از روى شوخى - ظالم محسوب مىشود.
برخى نيز كه در جريان درگيرىهاى بعد از انتخابات به جان مردم افتادند و آنها را با چوب و چماق كتك زدند، مرتكب ظلم عظيم گشتند. آيا تاوان شركت در انتخابات، كتكخوردن است، آن هم در ملأ عام؟
آيا كسانى كه مردم را كتك زدند، خود را مسلمان مىدانند و ديگران را كافر و مرتد قلمداد مىكنند؟!
آن وقت به ما مىگويند تو مرتد هستى و خودش هيچ! نحن ابناء اللَّه و احبائه يعنى همين. يهوديان نيز همين سخن را مىگفتند. آيا تو اهل بهشت هستى و بنده كه تو را نصيحت مىكنم اهل جهنم هستم و مسجد ما مسجد ضرار است؟! اين چه راهى است كه مىروى؟ به جهنم مىروى و بهشتيان را جهنمى مىدانى؟!
گروه ديگر محروم از شفاعت، خائنان هستند.
اين چه حرفى است كه مىزنيد؟ خيانت به ملت معنايش چيست؟ ما كه مردم را ارشاد مىكنيم و به راه ايمان مىخوانيم، مرتد هستيم اما شماكه دسته دسته مردم را رو به جهنم مىبريد و موجب مسيحىشدن و بهايىشدن جوانها مىشويد اهل بهشت هستيد؟! چقدر انسان مىتواند نافهم باشد؟ چرا خود را در جايگاهى قرار مىدهيد كه هيچ پايگاهى نداشته باشيد؟ به جاى تهديد اين مسجد، به گوشهاى برويد و از آنچه كردهايد توبه كنيد، عذرخواهى كنيد از ملت! حال دستِ بالا بلند شديد و توقع داريد سخن نگوييم؟ مگر ما چه كردهايم غير از دعوت مردم به دين اسلام و احكام؟ به شما هم توصيه مىكنم كه به دامان ملت بازگرديد.
گروه ديگرى كه شفاعت شامل حالشان نمىشود كسانى هستند كه نماز را سبك مىشمارند و بدان اهميت نمىدهند
امام صادقعليه السلام فرمودند: لا تنال شفاعتنا من استخفّ بالصّلاة: شفاعت ما به كسى كه نماز را سبك بشمارد نمىرسد. (اصول كافى، ج3، ص270)
كارى نكنيد كه جوانهاى ما طورى از دين سرخورده شوند كه نسبت به نماز و روزه نيز دلسرد شوند و آنها را ترك كنند. شما كه عدهاى را با تهمت كنار زديد و عدهاى را با چماق بيرون رانديد، پس ديگر چه كسى باقى مىماند كه مردم به آنها متصل شوند؟ خودتان مانديد و چماقها و تفنگهايتان! ملت بىسلاح چه بايد كنند؟
اما چيزى كه موجب تسريع در شفاعت است و انسان را براى آن آمادهتر مىكند، علاوه بر همه آنها كه نام برده شد، صلوات بر محمّد و آل محمّد است.
اللّهمّ صل على محمّد و آل محمّد.
شایان ذکر است مطالب فوق در ردّ مطالبی که در سخنرانی بعضی از مسئولین استان در شهر شیراز و شب نامه هایی که توزیع گردیده، بیان شده است و ارتباطی با مسئولین کشوری ندارد.
|