arrowصفحه اصلي arrow بیانات arrow تفسیر سوره نحل جلسه 53
چاپ ايميل

تفسیر سوره نحل جلسه 53

«ثُمَّ إنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحيمٌ».(110)

«آنگاه محققا خداوند بر مؤمنينى كه از شهر و ديار خود چون به شر و فتنه كفار مبتلا شدند، ناگزير هجرت كردند و در راه دين جهاد و صبر بسيار نمودند، آرى خداوند از اين پس بر آنها بسيار آمرزنده و مهربان خواهد بود».

«فتنوا» از ريشه فتنه و فتنه در لغت به معناى در كوره گذاشتن چيزى براى زدودن ناخالصيها يا تعيين عيار خلوص آن است و در كلام عرب به معناى آزمايش و امتحان مى‏باشد و در لسان قرآن به آزمايشات و ابتلائات مؤمنين گفته مى‏شود. همچنين شرارتها و اختلافاتى كه در جامعه ظاهر مى‏شود را نيز فتنه مى‏گويند كه اين خود امتحانى براى اهل ايمان مى‏باشد.

اين آيه درباره همه مسلمانانى است كه همچون عمار ياسر در شهر خود گرفتار كفار و مشركين و مستكبرين شدند و يا سختى‏ها و فتنه‏هايى در دين دامنگيرشان شد و براى حفظ اعتقادات خود هجرت كردند و در راه دين خدا جهاد و استقامت ورزيدند.

هجرت از نفس

اولين هجرت را آدم ابوالبشر كرد كه بخاطر هبوط از بهشت گرفتار فتنه‏هاى مختلف شد و براى رضاى خدا از آنان هجرت كرد و در اين راه جهاد و استقامت نمود و خدا نيز با او غفور و مهربان بود همچنين آدمى وقتى به سن بلوغ مى‏رسد و خود را مكلف به تكاليف الهى مى‏بيند، از آنچه تا كنون نفس بدان تن در نمى‏داد هجرت كرده، مشغول اوامر الهى مى‏گردد و در اين جهاد، صبر را قرين خود مى‏سازد.

ابن عربى‏رحمه الله نيز در اين باره مى‏گويد: «اهل ايمان بعد از آنكه به الزامات بشرى مبتلا شدند، از نفس خويش هجرت كردند و با همواركردن رياضات بر خود و حركت در راه رشد و رسيدن به مقامات عالى در راه خدا جهاد كردند و با ثبات قدم صبر پيشه كردند بر آنچه نفسشان دوست مى‏داشت و از آنچه مذموم مى‏دانست و خداوند بعد از اين «غفور» است با آنان با پوشاندن ناخالصيهاى صفات نفسى آنها و «رحيم» است با افاضه كمالات و تبديل صفات ناپسند به صفات الهى». (تفسير ابن عربى ج1، ص368)

معناى ديگر آيه كه ممكن است براى هر كس در هر زمان تحقق يابد، توجه يافتن به خداى تعالى و بيدارى از خواب غفلت و پشيمانى از گناهان و توبه به سوى خداى تعالى است. غفلتها و گناهان فتنه‏هايى است كه بخاطر تبعيت از هواى نفس و شيطان براى هر كس رخ مى‏دهد. هجرت از اين فتنه‏ها، رها كردن آنها و قرار گرفتن در راه تهذيب نفس است؛ هجرت از صفات رذيله و خلقيات ناپسند و جهاد با نفس و استقامت در اين راه، غفران و رحمت پروردگار را موجب مى‏شود.

«يَوْمَ تَأْتي كُلُّ نَفْسٍ تُجادِلُ عَنْ نَفْسِها وَ تُوَفَّى كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ وَ هُمْ لا يُظْلَمُونَ».(111)

«روزى بيايد كه هر كس گرفتار دفاع از خويشتن است و پاداش عمل هركس بطور كامل به او داده مى‏شود و برآنان ستمى نمى‏كنند».

كسانى كه در فتنه‏ها به خوبى از پس امتحان برنيامدند و آنگونه كه بايد، در راه خدا هجرت نكردند و با نفس خويش به جهاد و مبارزه برنخواستند، در عالم برزخ (قيامت صغرى) و قيامت كبرى مطابق اعمال خود جزا مى‏بينند و قهراً در پى دفاع از خويش و مجادله بر سر كاهلى و سستى كه كردند، برمى آيند. اين دفاع و مجادله مخصوصاً آنجا كه دو گروه از لحاظ مذهب و اعتقاد شبيه به هم، اما در سليقه يا در برخورد با مسأله‏اى خاص متفاوتند و يكى يا هر دو گروه در دفاع از سليقه و نظر خود دستخوش افراط و تفريطهايى شده‏اند مشهودتر است. بايد دانست كه همواره و در هر مسأله كوچك و بزرگ فردى و اجتماعى، ائمه اطهارعليهم السلام ميزان هستند و با استفاده از ايشان مى‏توان راه صحيح را باز شناخت. در دروان غيبت نيز قرآن و سنت و همچنين اولياى خدا و بندگان صالح پروردگار و علماى ربانى كه اهل تقوا مى‏باشند، ميزان و معيار خواهند بود.

و هم لايظلمون؛ در قيامت چون پرده‏ها كنار مى‏رود، هر كس حق را مى‏بيند و واقع را متوجه مى‏شود لذا گروهى كه از حق عدول كردند چون به خود مى‏نگرند پى به اشتباه خويش مى‏برند و مى‏فهمند كه جزاى الهى مطابق اعمال خودشان بوده و ذره‏اى به كسى ستم نرفته است.

«وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً قَرْيَةً كانَتْ آمِنَةً مُطْمَئِنَّةً يَأْتيها رِزْقُها رَغَداً مِنْ كُلِّ مَكانٍ فَكَفَرَتْ بِأَنْعُمِ اللَّهِ فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ».(112)

«وَ لَقَدْ جاءَهُمْ رَسُولٌ مِنْهُمْ فَكَذَّبُوهُ فَأَخَذَهُمُ الْعَذابُ وَ هُمْ ظالِمُونَ».(113)

«و خدا بر شما مثل شهرى را آورد كه در آن امنيت كامل حكمفرما بود و اهلش درآسايش و اطمينان زندگى مى‏كردند و از هر جانب روزى فراوان به آنها مى‏رسيد تا آنكه اهل آن شهر نعمتهاى خدا را كفران كردند و خدا به سبب كردارشان لباس گرسنگى و ترس را بر اندامشان پوشاند».

«پيامبرى از خودشان به سويشان آمد اما تكذيبش كردند پس در حالى كه ستمكار بودند عذاب الهى آنان را فرا گرفت».

بعضى مفسرين قائلند اين آيه درباره قومى از بنى اسرائيل نازل شد كه خداوند نعمتهاى فراوان برآنان ارزانى داشت و آنها را در شهر خود آرامش و امنيت داد اما آنها كفران نعمت كردند و رفاه، آنها را به اسراف و تبذير كشاند بگونه‏اى كه با نان، خود را استنجاء مى‏كردند. خداوند نيز بدين سبب آنها را به قحطى و گرفتارى مبتلا كرد به گونه‏اى كه مجبور شدند همان نانهاى آلوده را بخورند. (تفسير عياشى ج2، ص273 و تفسير نورالثقلين ج3، ص91)

بعضى ديگر نيز معتقدند منظور از اين شهر، مكه است كه خداوند هفت سال مردم آن را گرفتار گرسنگى و بدبختى كرد تا آنجا كه ظرفهاى پوستين و پشمهاى آغشته به خون و حشرات را مى‏خوردند و در عين حال از پيامبر و يارانش بيمناك بودند. اين جريان هنگامى بود كه پيامبرصلى الله عليه وآله درباره آنها نفرين كرد و از خداوند مسئلت داشت كه قوم «مضر» را همچون قوم يوسف: هفت سال دچار قحطى و بدبختى كند (ترجمه مجمع البيان ج14، ص63)

آموزه‏هاى آيه

گاهى اوقات بعضى شهرها، كشورها يا طوايف بصورت ويژه‏اى برخوردار از نعمتهاى پروردگار مى‏شوند؛ نعمتهايى از قبيل فراخى رزق، فراوانى محصول، درختان پرثمر، استعدادهاى انسانى، پيشرفتهاى علمى و صنعتى و نيز امنيت! اما در عوض شكرگذارى و صرف اين نعمتها در راه رضا و خشنودى پروردگار، كفران و معصيت پيش مى‏گيرند؛ به حقوق يكديگر تجاوز مى‏كنند؛ در معاملات خويش كم فروشى و غش مى‏نمايند؛ رو به گناهانى خاص مى‏آورند و معصيتهايى چون زنا و لواط و ظلم وسرقت در ميانشان رواج مى‏يابد؛ همچنين به تدريح به كفر وشرك كشيده مى‏شوند و پيامبران الهى را تكذيب مى‏كنند. نتيجه اين همه كفران و ناسپاسى، قطع نعمتها و تبديل شدن آنها به نقمت و نزول عذاب الهى است.

نعمت انقلاب اسلامى

جمهورى اسلامى ايران نعمتى بزرگ از ناحيه خداى تعالى براى مردم ايران است كه پس از سالهاى دراز ظلم و استبداد به آنها ارزانى شد. ثمره اين نعمت، استقلال و آزادى ملت و امنيت كامل از جهت احياى دين و ترويج عقايد بود. حتى با وجود ترور و جنگ و بمباران، باز هم مردم احساس امنيت مى‏كردند و از انقلاب خود راضى بودند. همچنين پيشرفت در عرصه‏هاى مختلف ارمغان ديگر اين نظام دينى بود. اما چنانچه قدر اين نعمت دانسته نشود، عذاب الهى نازل مى‏گردد - همچنانكه نشانه‏هايى از آن نيز مشهود است - عذاب الهى لازماً طوفان و صاعقه و زلزله و فرورفتن در زمين نيست بلكه گرفتارى بزرگى كه امت اسلامى همواره بدان مبتلا بوده و هست، بلاى خانمان‏سوز اختلاف و تفرقه است كه يكدلى و وحدت مردم را از ميان مى‏برد و مشروعيت و مقبوليت نظام را خدشه‏دار مى‏كند اختلافات ريشه‏دارى كه گاه موجب مى‏شود طرفداران طيفهاى مختلف، خود را عين حق و عدالت ببينند و طرف مقابل را از جاده ايمان و اسلام طرد كرده، مرتد و كافر بنامندشان. بى‏شك اين بلاى خانمان سوز خود ريشه‏ى بلاها و شدائد بزرگتر و مصائب عظيم ديگرى است.

قدردانى نعمت ايمان

خداى تعالى زمينه‏هاى عالى معنوى را در همه افراد بشر و مخصوصاً در شيعيان قرار داده است. آنها كه از اين موهبت الهى استفاده كردند و اهل ايمان و محبت اهل بيت گشتند، آرامش و اطمينان درونى نصيبشان گرديد و برخوردار از نعمتهاى ويژه معنوى از ناحيه ائمه اطهار(عليهم السلام) شدند لذا در شدائد و سختى‏ها احساس بيچارگى و بى پشتوانگى نمى‏كنند و مى‏فهمند كه مأمن و ملجئى در هنگام گرفتارى‏هاى مادى و معنوى دارند كه مى‏توانند بدان پناه برند و از آنجا به درگاه الهى استغاثه كنند اما اگر قدر اين نعمت عظيم دانسته نشود و پيروان اهل بيت بجاى شكرگذارى، كفران نعمت كنند و به گناه روى آورند، بى شك اين نعمت از آنان زائل مى‏گردد؛ به عنوان مثال اگر بناى تهمت زدن بر يكديگر را بگذارند و يكى يكى و گروه گروه بر هم تهمت بزنند، ولايت ميانشان از بين مى‏رود و عصمتشان خدشه دار مى‏شود كه در اين صورت، دچار گرفتارى‏هاى عظيم اجتماعى مى‏گردند.

اكثريت مردم ايران دوست و محبّ اهل بيت هستند و در اين محبت امتحانات بسيار داده‏اند لكن اگر دربعضى مسائل فرعى و غير مهم، اختلافاتى در ميانشان پيش آيد و بر اثر اين اختلافات يكديگر را متهم به ارتداد و خروح از دين نمايند، در واقع كفران نعمت ولايت ائمه اطهارعليهم السلام نموده‏اند و بايد منتظر بلاهاى عظيمى باشند. بر همگان لازم است كه ضوابط دوستى ائمه اطهار(عليهم السلام) را در خود حفظ نمايند؛ آنجا كه گروهى از مؤمنين در بعضى مسائل دچار اشتباه مى‏شوند و يا آنكه مى‏خواستند رفتارهاى شرعى داشته باشند، ندانسته دست به اسراف مى‏زنند، بايد با عفو و رحمت با آنها برخورد كرد و اشتباهاتشان را بخشيد و از خداوند برايشان غفران و بخشش طلبيد، نه آنكه مقابله به مثل كرد و عكس العملهاى مشابه با آنان نمود. اين خود امتحانى براى هر دو گروه است.

همه‏ى ما در روز ازل با خدا عهد بستيم كه مطابق فطرت خويش كه همان توحيد پروردگار است حركت كنيم و تنها او را ضارّ و نافع و مدير و مدبّر خود بدانيم. سيره و سنت هميشگى موالى ما نيز اينچنين بوده است. لذا بايد در لحظه لحظه زندگى در اين مدار حركت كنيم و مخصوصاً در دوستى‏ها و دشمنى‏هاى خود دچار افراط و تفريط نشويم؛ يعنى مواظب باشيم تا در دوستى‏ها، به شخص‏پرستى و شرك كشيده نشويم و در دشمنى‏ها، تحت تأثير عوامل نفسانى و شيطانى قرار نگيريم و از خدا بخواهيم ما را از اشتباهات مهلك در اين زمينه مصون بدارد.

اللّهمّ انى اعوذ بك من مضلات الفتن.

 
 
< بعد   قبل >
كليه حقوق نزد پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله حاج سيدعلي محمد دستغيب محفوظ ميباشد.