|
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بسم الله الرحمن الرحیم
مولا علی (ع) در قسمتی از خطبه 63 نهج البلاغه اینطور می فرمایند:
«و اتقّی عبد ربّه نصح نفسه و قدّم توبته و غلب شهوته فانّ أجله مستور عنه و أمله خادع له»
یعنی آن بنده ای پرهیزگار است و از پروردگارش پروا دارد که چند چیز را رعایت کند؛ یکی اینکه ناصح وخیر خواه نفس خودش باشد؛ وقتی حضرت می فرماید خیرخواه خودش باشد منظور این است که بر اساس فطرت خدایی که درون انسان قرار گرفته؛ شخص متوجه گردد که ضارّ ونافعش خدایتعالی است همانطور که خدایتعالی می فرماید: «مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ فِي الْأَرْضِ و لا فِي أَنفُسِكُمْ إِلَّا فِي كِتَابٍ مِن قَبْلِ أَن نَّبْرَأَهَا إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ لِكَيْلَا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُورٍ» (حدید آیه 22 و 23)
هيچ مصيبتى نه در زمين و نه در نفسهاى شما [= به شما] نرسد مگر آنكه پيش از آنكه آن را پديد آوريم در كتابى است اين [كار] بر خدا آسان است. تا بر آنچه از دست شما رفته اندوهگين نشويد و به [سبب] آنچه به شما داده است شادمانی نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروشى را دوست ندارد.
یعنی انسان باید خدا را پشت مطالب ببیند؛ خالق و مدبّرش را باید خدای تعالی بداند؛ او واجب الوجود است و ما ممکن الوجود؛ این غلط است که کسی بگوید خدا در جایی است و ما در جای دیگر؛ این دوئیّت می باشد؛ ما باید متوجه شویم که خدای تعالی همراه ما است.
حضرت می فرماید: و قدّم توبته؛ یعنی توبه اش را جلو بفرستد به اینکه به درون خودش نگاه کند و ببیند آیا واقعاً مهذّب است و اگر اینطور نیست در صدد اصلاح خود برآید؛ پناه بر خدا اگر صفات بدی مانند کینه، حسد، تکبّر و هر صفت بدی که دارد سعی شود که زائل گردد و با خدای خودش آشتی کند؛ اگر کسی با خدای خودش آشتی کرد با مردم هم آشتی است؛ آنکه با خدای خودش یک رنگ شد با مردم هم یک رنگ است؛ آنکه با خدای خودش صادق باشد با مردم هم صادق است؛ آنکه با خدای تعالی عهد کرد با مردم هم وفای به عهد می کند؛ آنکه امین شد نسبت به مردم هم امین می باشد.
و غلب شهوته: شهوت انسان یعنی همان هواهای نفسانیش؛ یعنی این هوای نفس دشمن انسان است؛ اگر شخصی توهینی نسبت به شما کرد این شخصی که مهذّب نشده و دنبال هوای نفسش است می گوید: به من توهین کردی فلان وفلان می کنم؛ خوب معلوم است که این شخص هنوز خودش را نشناخته است؛ وقتی انسان متوجّه گردد که در مقابل خدای تعالی هیچ است قهراً مانند ائمّه اطهار گذشت دارد؛ آمدند به مولا علی(ع) گفتند که تو کافر هستی؛ حضرت این سخنان را تحمّل می کردند به حدی که این سخن از این شخص چند بار تکرار می شد.
بنده و جنابعالی ادّعا داریم که دوستدار اهل بیت هستیم و باید یک صفتی از صفات ائمّه اطهار را نشان دهیم؛ علی(ع) در مقابل مردم اینطور بود؛ در مقابل مردم صبر می کرد؛ حضرت به عقیده مردم اعتنا داشتند؛ در جنگ صفّین یا جمل حضرت عده ای را نصیحت می کرد و آنها اعتنا نمی کردند باز هم تا آنها ابتدا به جنگ نمی کردند و اصحاب علی(ع) را نمی کشتند حضرت دست به شمشیر نمی بردند.
سیره ائمّه اطهار اینطور نبود که بخواهند مردم را فدای خودشان بکنند؛ حاضر بودند خودشان فدای مردم شوند و این یک واقعیّتی می باشد.
فانّ أجله مستور عنه: انسان نمی داند چه موقع مرگش فرا می رسد؛ بالاخره عالم برزخ و قیامتی است این همه آدمهایی که از دنیا رفتند ارواحشان در جای مخصوصی هستند؛ بنده و جنابعالی هم باید از این دنیا برویم؛ پس باید زندگی ما برای آخرتمان باشد؛ اگر صبح که بیدار می شویم بگوییم خدایا برای تو درس می دهیم، برای تو این کار را انجام می دهیم، یقیناً آن دنیا اول راحتی ما می باشد؛ البته معنی اش این نمی باشد که انسان در برابر ظلم سکوت کند؛ انسان باید تکلیف خود را متوجّه شود و به معلومش عمل کند؛ شکر خدا تا حدودی بنده توانستم تکلیفم را انجام دهم؛ از اینکه نصیحت کنم و به آقایان گزارش دهم؛ هم در مجلس خبرگان فعلی و هم مجلس خبرگان در زمان آقای خاتمی و این مطالبی که گفته شد معلوم اینجانب بود؛ حال پس از این تذکّرات دیگر ما تکلیفی نداریم که به خیابانها برویم و عدّه ای را هم دور خودمان جمع کنیم و فحّاشی کنیم؛ شکر خدا دنبال این چیزها نبوده ایم و سعی هم داریم که جان مسلمانان را حفظ کنیم؛ امیدوارم که به همین نحوه وظیفه را بشناسید و متوجّه باشید و آنچه را که تکلیفتان است عمل کنید؛ به برکت صلوات بر محمد و آل محمد.
یکی از اساتید با طرح پرسش از معظم له گفت: با عرض پوزش از محضر حضرت آیت الله دستغیب که اینطور صریح صحبت می کنم؛ بنده به خیلی از صحبت های جنابعالی معتقد هستم؛ ما حق داریم حتّی نسبت به رهبری هم انتقاد کنیم؛ حتی ائمّه اطهار با آن عصمتی که داشته اند اجازه می دادند که مردم از آنها انتقاد کنند؛ ما باید اینطور فکر کنیم که ممکن است افرادی به عملکردهای خود ما نیز انتقاد داشته باشند؛ بنده الان نسبت به اطلاعیه روز عاشورای جنابعالی توجیه نیستم؛ شما برای چه یک همچین اطلاعیه ای دادید؛ این را برای بنده روشن کنید اگر هم واقعا اینطور است که فکر می کنید اشتباه کرده اید باید این را اعلام کنید؛ البته این نظر شخصی بنده می باشد و جدا از نظر جمع است.
حضرت آیت الله دستغیب در جواب فرمودند: بعضی مطالب را بنده نمی توانم بشکافم چون ممکن است خدای ناکرده موجب اهانت به اشخاص گردد؛ در مورد مطلبی که گفتم که اسلام از دست متحجّران خارج شود؛ باید یک مقداری خود آقایان تفتیش کنند؛ و به این مطلب اشاراتی در مجلس خبرگان نموده ام و متحجّران را به عنوان انجمن حجّتیه معرفی کردم.
اینکه گفته ام علما مهر سکوت را بشکنند و نهی از منکر کنند؛ خوب این حرف خوبی است بالاخره امر به معروف و نهی از منکر واجب می باشد؛ و حاکمیّت هم که مختصّ به رهبر نمی باشد؛ حاکمیّت شامل رئیس جمهور، وزیران، مجلس و خود مجلس خبرگان هم می شود؛ الان و در شرائط فعلی نقصهایی موجود می باشد که نمی توان از آن چشم پوشی کرد.
در قسمت دیگر از این بیانیه گفتم که بر طبق قرآن و سنّت و قانون اساسی عمل شود؛ و این مطلب درست بود؛ اصل 27 قانون اساسی اجازه هرگونه تجمّع مسالمت آمیزی را داده است؛ وعده ای خلاف قانون کردند و شروع کردند به ضرب و شتم مردم؛ این راهپیمایی میلیونی که در تهران راه افتاد، خوب این عدّه خواسته های مشروعی داشتند و آن طور با آنها برخورد شد؛ آیا آنها واقعاً مسلمان نبودند؟ آیا می شود گفت که آنها مزدور آمریکائی بودند؟! در جریان همین وقایع اخیر هنوز نتیجه انتخابات را اعلام نکرده بودند که فلان آقا یک عده ای را واداشت و با چوب و چماق بر سر طلبه های ما زدند؛ یا مثلا زندان بردن افراد قبل از صادر شدن حکم، خلاف قانون اساسی می باشد و ما عدّه زیادی را اطلاع داشتیم که قبل از صدور حکم مدتی را در زندان گذراندند.
در قسمتی دیگر گفته ام که زندانیان را آزاد کنید؛ خوب حرف بدی که نزدیم این گونه برخوردها نه مطابق قانون و نه مطابق شرع می باشد.
یا مثلا درباره آقای موسوی نوشته ام که ایشان فردی مومن به خدا و رسول هستند؛ خوب بنده این مطالب را از ایشان دیده ام؛ هم در زمانی که ایشان نخست وزیر بودند و هم تا به حال؛ یعنی ایشان خدا را قبول دارد، پیامبر را قبول دارد، ائمّه اطهار را قبول دارد، واقعاً انسان دلسوزی است و مرد استقامت است و هیچ نمی خواهد که آشوب کند؛ خوب برای چه من این چیزهایی را که از ایشان سراغ دارم نگویم؟!
یکی دیگر از اساتید با تشکر از معظم له در خصوص آرام کردن فضای موجود در شهر شیراز گفت:
از جنابعالی تشکّر می کنم به خاطر آن مسئولیت هایی که داشتید؛ این باری را که خیلی از ماها باید بدوش می کشیدیم، متاسفانه بر دوش حضرت عالی بود.
بنده در این اطلاعیه اخیر جنابعالی هیچ گونه نقصی ندیده ام و با قاطعیت از تک تک کلمات این نوشته دفاع می کنم و نظرم این است که این حداقل هایی است که برای حفظ نظام و حرمت کشور انجام شد.
بنده امروز یک متنی را داشتم مطالعه می کردم که ظاهرا در سال 1383 در شب های محرّم نوشته شده بود؛ در این نوشته آمده است چیزی به نام خبرگان، چیزی به نام رأی مردم، و چیزی به نام خواست مردم وجود ندارد و متأسّفانه این خط فکر بعضی افراد در جامعه می باشد؛ در این متن آمده است که اکثر علما و مجتهدین راه درست را پیدا نکرده اند و روحانی بودن هم اصلا ملاک نمی باشد.
این استاد دانشگاه در بخش دیگری از سخنانش گفت: اصلا قصّه، قصّه بابا طاهر است که یک لحظه خدا نظر کرد و آن بنده خدا را اشارتی کرد؛ در این نوشته آمده است که در گذشته اشارتی بر روی ولی فقیه افتاده و مجلس خبرگان از خود هیچ هنری نداشته است و پس از ایشان هم هر که را که خدا بخواهد اشارتی می کند و بقیّه هم حق اظهار نظر ندارند.
بنده معتقد هستم که مصلحت تا جایی توجیه دارد؛ ما نباید اسلام را فدای جمهوری اسلامی بکنیم؛ اگر امام خمینی(ره) با آن عزّت آمد و با آن عزّت رفت، به هنر انتخاب مردم بود.
در آن نوشته آمده است که ولی فقیهی که نتواندجنایت کند بدرد نمی خورد؛ ما آن حکومتی را می خواهیم که اجازه جنایت هم داشته باشد.
انشاء الله خدا به همه ما توان بدهد که راه خوب را انتخاب کنیم.
یکی دیگر از اساتید به ایراد سخنانی پرداخت؛ ایشان با اشاره به آیه ای از قرآن درباره فتنه گفت:
در محضر بعضی از دوستان درباره فتنه صحبت شد و در باره کلام مولا علی(ع) صحبت شد که حضرت می فرمایند: (انّما بدع ظهور الفتن اهواء فی التتبع و احکام تبتدع) یعنی آن چیزی را که موجب فتنه می گردد تبعیت از هوای نفس و بدعتهایی است که پیش می آید.
اتفاقاً علما باید جلوی این تبعیّت هوی و نفس را بگیرند و از طرفی حضرت می فرمایند: هر گاه بدعت ها در جامعه پیدا شد عالم باید علمش را ظاهر کند و الّا لعنت خدا بر او می باشد.
متأسّفانه در شرایط کنونی می بینیم که سه یا چهار نفر از علما بیشتر نیستند که دنباله رو این کلام حضرت هستند و بقیّه در این قضیه وارد نمی شوند؛ به هر حال عدّه ای هستند که همواره در مقابل این قضایا قرار دارند؛ منتهی زبان حال این افراد این است که:
خواهم شدن به کوی مغان آستین فشان زین فتنه ها که دامن آخر زمان گرفت
یکی دیگر از اساتید با طرح سئوالی از حضرت آیت الله دستغیب مبنی بر اینکه چرا شناخت حق و باطل اینقدر مشکل شده است و اینکه راه چه هست و چه باید بکنیم که معظم له در پاسخ فرمودند: بنده عرض می کنم که مردم ایران انسانهای خوبی هستند؛ در مجموع مهربان و دوستدار ائمّه اطهار هستند؛ منتهی چیزی که هست یک دسته از ایشان زود التفات پیدا می کنند و متوجّه حق میگردند که این (التفات سریع به حق) بیشترش از رابطه داشتن با خدای تعالی می باشد و مقداری هم به خاطر هوش و فکر بازی است که دارند؛ حتّی اگر قرآن و سنّت را هم مطالعه نکرده باشند متوجّه حق هستند.
یک دسته ای هم هستند که در اثر آن مقدّس مآبی که دارند خیلی می ترسند که مبادا در غیبت یا دروغی وارد شوند؛ و یک عدّه ای هم از این اشخاص به نفع خود استفاده می کنند؛ خوب باید به این دسته آگاهی داد و آگاه کردن اینها به صحبت کردن با آنها است و یکی از بهترین چیزهایی که به این دسته آگاهی داد، همین بسته شدن مسجد قبا بود و خیلی از همین مقدس مآب ها بواسطه همین جریان روشن شدند و این برای ما یک نوع پیروزی است نه از جهت شخص خودمان بلکه نسبت به خدای تعالی.
معظم له در بخش دیگری از سخنانشان فرمودند: آن مطالبی که آقای موسوی در بیانیه اخیرشان عنوان کردند بسیار خوب است و می تواند راهگشا باشد.
ایشان در رابطه با توهین به اشخاص فرمودند: شاید در بین، افرادی باشند که بخواهند نسبت به سران حکومت توهین کنند؛ بنده هیچ قبول ندارم که کسی به رهبری توهین کند یا عکس ایشان را پاره کند یا احیاناً نسبت های ناروا بدهند؛ ما منطق داریم و لزومی به این کارها نمی باشد.
|