arrowصفحه اصلي arrow نامه ها arrow نامه به رؤسای سه قوّه و نمایندگان مجلس پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 80
نامه به رؤسای سه قوّه و نمایندگان مجلس پس از انتخابات ریاست جمهوری سال 80 چاپ ايميل

بسمه تعالی

رؤسای محترم سه قوّه و نمایندگان محترم مجلس

سلام علیکم

بر حسب وظیفه و تکلیف مطالبی را خدمت حضرتعالی به عرض می‌رسانم:

در خاطر شریفتان هست که مرحوم امام خمینی(قدّس سرّه) بعنوان یک مرجع و فیلسوف و عارف پرچم نهضت علیه ظلم و استبداد حکومت شاهنشاهی را به دست گرفت و صداقت و تواضع و ایثار او نسبت به مردم موجب محبوبیت وی و ورود در قلوب آنها گردید. او اقبال مردم و جانبازی آنها را می‌دید که چگونه تسلیم وی هستند، امّا خواست مردم را ترجیح داد و آن تدوین قانون اساسی و تشکیل مجلس شورای اسلامی و تشکیل دولت اسلامی و غیره بود؛ و خود با وجودی که قائل به ولایت مطلقۀ فقیه بود امّا هیچگاه خواست خود را بر خواست مردم ترجیح نداد و همیشه از ابتداء تا انتهاء می‌گفت: «مردم ولی نعمت ما هستند، آنها شما دولتمردان را آزاد کردند، آزادی مال مردم است».

زبانش زبان نصیحت و دلش مملوّ از محبّت خدا و خلق خدا بود. هنگامی که وارد ایران شد و با شاگردان خویش سخن گفت، مهم کلامش این بود که به کمک شما روحانی‌ها مملکت را اداره می‌کنیم، و همین کار را کرد و مهم ادارۀ مملکت به دست علماء و روحانی‌ها قرار گرفت. امّا بارها گوشزد می‌نمود که مواظب باشید اگر خطایی از شما سر بزند به حساب اسلام گذاشته می‌شود! و مضامین فرمایشات ایشان در سال‌های زندگیش این بود که «اگر این دفعه اسلام شکست بخورد، به این زودی‌ها قابل برگشت نیست» و مراد او از شکست اسلام شکست علماء و روحانی‌ها بود، چون می‌فرمود: «آخوند یعنی اسلام» و مراد او از شکست علماء و روحانی‌ها بی‌میل شدن مردم به آنها است و جریّ شدن و عصیان اکثریت مردم نسبت به آنهاست. و یقیناً مردم باوفا و باصفا و امانت‌دار و متعهّد مسلمان ایران هیچگاه خدمات علماء و روحانی‌های عامل را که در رأس آنها حضرت امام(قدّس سرّه) بود فراموش نمی‌کنند؛ مردم زندان‌ها و شکنجه‌ها و تبعیدهای علماء و روحانی‌ها را از یاد نمی‌برند و خاطره‌های خود را به نسل جدید منتقل می‌کنند.

امّا چند موضوع است که مردم را در پشتیبانی خود دچار تردید نموده و با بدبینی مواجه می‌نماید و همین امور موجب می‌شود که انتقال به نسل جدید مثمر ثمر نشود و آن چند موضوع از این قرار است:

1) تحکّم بر مردم و اینکه کسی حق ندارد بجز آنچه ما می‌گوییم بکند و بگوید و یا حتّی بیندیشد؛ و آنچه می‌کنیم عین قانون است و کسی نباید بداند این کار به چه جهت انجام شد؛ آن شخص چرا متّهم گردید و آن فرد چرا محکوم شد؛ و اوضاع سیاسی و اقتصادی مملکت بر چه مبنایی است؛ و اگر هم افرادی می‌خواهند بفهمند باید از آموزش ما بفهمند، و غیر از این محکوم به نابودی است. البته مسلمان باید تابع قرآن و سنّت باشد که امروز مفسّر آن دو علماء بالله هستند. امّا با تعلیم و ارشاد و تحمّل و گذشت و اخلاق و همه از سر صدق و صفا باشد نه تحکّم و تفّرد.

2) روی آوردن بعضی از روحانی‌های حاکم به دنیا و ثروت‌اندوزی و ریاست‌طلبی و تکیه به قدرت نظامی و ترویج مدّاحی و القاب و تشریفات و سفرهای خارج با هزینه‌های هنگفت بی‌فایده و یا کم‌فایده و بیرون راندن رقیب از صحنه هر چند به قیمت جانش و یا آبرویش باشد.

3) بستن زبان حق، و باز گذاردن زبان باطل و دروغ؛ در بند کشیدن علماء و روحانی‌های رنج کشیده و روحانی‌های حق‌گو با کمک دادگاه از جمله دادگاه ویژه که بعضاً معلوم نیست علّت اتّهام و یا خود اتّهام و نحوۀ دادرسی و افراد قاضی و دادرس که باید مجتهد مطلق و عادل باشند و نیز با پرورش نوجوانان و جوانان ساده‌لوح و مأموریت دادن به آنها برای حمله به روحانی‌هایی که مورد پسند روحانیون فرمان‌فرما نیستند.

به یکی از اشتباهات روحانی‌ها و بزرگان برای یادآوری اشاره کنم:

حضرت حجّة الاسلام و المسلمین آقای سیّد محمّد خاتمی کاندید ریاست جمهوری شد و شورای نگهبان تأیید کرد. پس از آن متّهم کردن این سیّد بزرگوار و فاضل و مؤمن و متعهّد را به لیبرال و در بوق‌های تبلیغاتی گفتن و بر سر منابر نماز جمعه‌ها فریاد زدن چه عکس العملی دارد و آنگاه تحریک ائمّۀ جمعه و جماعات و علماء و حتّی مراجع بطور ضمنی علیه ایشان، و راه انداختن کارنوال شادی، آنگاه آن رأی مردم به آقای خاتمی و هجوم مردم به سوی رأی به ایشان چه تفسیری داشت؟ یعنی اینکه ما دین و قرآن و عالم و روحانی را قبول داریم امّا تحکّم و تفرّد را قبول نداریم. بالاخره معلوم شد که آقای خاتمی ریاست‌طلب نیست، به دنبال حق است و حق می‌گوید، پس چرا کمک نمی‌شود و علی الدوام ایشان را می‌کوبند؟ مگر او چه گناهی مرتکب شده جز اینکه اسلام و قرآن و مذهب شیعه را در دنیا در حدّ امکان معرّفی کرد؟ مگر عزّت به مردم مسلمان ایران در دنیا نداد؟ مردم می‌بینند و مقابل را هم می‌بینند آنگاه چه قضاوت می‌کنند؟! آقای خاتمی متعلّق به عدّۀ خاص نیست، او ابتداءًا متعلّق به حوزۀ علمیه و علماء بوده، او متعلّق به روحانی‌ها و مردم حزب‌الله است و متعلّق به همۀ مردم، امّا طوری پیش آوردند مثل اینکه این سیّد مظلوم که افتخار ملّت مسلمان ایران است، در انحصار عدّه ای خاص می‌باشد.

نتیجۀ این اشتباه که از میان فراوان اشتباه دیگر می‌باشد سقوط روحانیت از چشم مردم و رو آوردن به فحشاء و منکرات و تخلّف در ادارات و روی آوردن فقر و خدای نکرده قحطی خواهد بود. تنها راه، بازگشت خالصانه به سوی خدا و راه صدق و صفا را پیمودن و تحمّل کردن حرف حقّ و به احکام اسلامی برای خدا گردن نهادن می‌باشد. و فراموش نشود که قرآن فرمود: «فبما رحمةٍ منَ اللهِ لنتَ لَهم و لو کنتَ فَظّاً غَلیظَ القلبِ لانفَضُّوا من حَولِک فاعفُ عنهُم و استغفِر لَهم و شاوِرهُم فی الأمرِ فَاذا عَزَمتَ فَتوکَّل علی اللهِ اِنّ اللهَ یُحبُّ المُتوکّلین».[1] «پس به رحمت پروردگار برای مسلمانان نرم و ملایم هستی و اگر تندخو و خشن بودی از اطراف تو پراکنده می‌شدند؛ پس آنها را عفو کن و برایشان طلب آمرزش کن، و با مردم مشورت کن (و برای آنها ارزش قائل شو) و هر گاه تصمیم بر کاری گرفتی بر خدا تکیه کن که خداوند متوکّلین را دوست دارد».

و لازم است که برای خدا، در وضع کنونی دادگاه اعم از عمومی و انقلاب و ویژه نظر کنیم و آنها را بر مبانی قضائی که متّفق علیه بین فقهاء است بداریم که از جمله قاضی عادل و مجتهد مطلق باشد، و «البیّنة علی المدّعی و الیمین علی من أنکر» رعایت شود و همچنین سایر قواعد و احکام قضاء و شهادات، حدّاقل برای حفظ اسلام و مردم مسلمان دوگانگی در قضاوت برداشته شود و ای کاش بعضی از دادرسی‌های شبهه‌ناک و جنجال آفرین در محضر مراجع عظام انجام می‌گردید، حدّاقل محاکمۀ علماء و مجتهدین و روحانی‌های برجسته، و ای کاش روحانی‌های حاکم توجّه داشتند که حکومت با کفر می‌شود پابرجا باشد امّا با ظلم نمی‌شود و چه خوب فرمود حضرت سیّد الشهداء حسین بن علی(ع): «ایّاک و ظلم من لا یجد ناصراً الّا الله»: ای پسر من بپرهیز از ظلم بر کسی که یاوری غیر از خدا نمی‌یابد.

سیدعلی محمد دستغیب

 

1 ـ سوره آل‌عمران، آیه 159.

 

 
< بعد   قبل >
كليه حقوق نزد پايگاه اطلاع رساني دفتر حضرت آيت الله حاج سيدعلي محمد دستغيب محفوظ ميباشد.