بسم الله الرّحمن الرّحیم
سخنان سید عالی مقام جناب مهندس
سید میرحسین موسوی در مسجد قبا (آتشیها)
ضمن تسلیت ایام سوگواری حضرت فاطمه زهرا(س)، بنده افتخار دارم که امروز خدمت حضرت آیت الله سید علی محمد دستغیب (خواهر زاده شهید آیت الله دستغیب(قدس سرّه)) و شما فضلا و شما مردم عزیز و مؤمنین عزیز در این مسجد مقدس که پایگاه بسیاری از حرکتهای انقلابی بوده است هستم.
نفس بودن در اینجا و حس این فضا به انسان روحیه می دهد و ما را به یاد اوّل انقلاب می اندازد، به یاد ارزشها و آن راهی که شهیدان نشان دادند و حضرت امام(رحمة الله علیه) ترسیم کردند.
جا دارد از آنجا که راجع به انقلاب از یک طرف و از طرف دیگر راجع به بنده صحبت شد در این زمینه خیلی صادقانه و مجمل عرض کنم که آنچه در دهه اول انقلاب اتفاق افتاد به برکت صبوری و استقامت مردم و به برکت حضور قدسی حضرت امام(رحمة الله علیه) بود. ما یک جزء کوچکی از این طوفان و از آن موجهای عظیم بودیم که به برکت انقلاب و وضعیتی که انقلاب پیش آورده بود و در یک قسمتی خدمت می کردیم. زحمت را مردم کشیدند، خون را مردم دادند، فداکاری ها را مردم کردند. خود شما مردم شیراز چه شهدای بزرگواری تقدیم انقلاب کردید، چه صبرها که خانواده شهدا کردند، چه بغض ها که فرو خوردند و باز هم شعار دفاع از انقلاب دادند در حالی که بچه هایشان غرق در خون به شهادت رسیدند و در راه اسلام و انقلاب و برای عظمت اسلام جان خود را فدا کردند.
حضرت امام(رحمة الله علیه) یک بار در رابطه با فتح خرمشهر سخنی گفتند که هیچ گاه این جمله ایشان از یادم نمی رود، فرمودند: «خرمشهر را خدا آزاد کرد» که البته این جمله را باید به همه پیروزی ها و موفقیت ها در همه عرصه ها تسرّی داد و منحصر به همین جا نیست.
این جمله امام وسیله ای بود که از غرور ما و اینکه رزمندگان ما و سایر اقشار غرّه بشوند جلوگیری می کرد. البته شاید یک معنای عمیق تری هم داشته باشد که «ما رمیت اذ رمیت» یعنی: (این تو نبودی که بسوی دشمن تیر انداختی بلکه خداوند بود که این کار را کرد).
یعنی آن قدر سپاه اسلام و ملت ما خود را در راه خدا فنا کرد که کارش، کار خدایی بود و فتح خرمشهر کار خدا بود به دست مردم. لذا اگر راجع به آن دوران صحبت می کنیم (موفقیت های دوران نخست وزیری ایشان در دفاع مقدس و سایر عرصه ها) راجع به آن ارزشها صحبت می کنیم انصاف آن است که فداکاری مردم را واقعاً از یاد نبریم و چه خوب است که در این جمع عظیم و جمع عزیز و در این مکان مقدس برای آنکه دینی که به مردم دارم به اندازه کمی اداء کرده باشم بگویم که: «من خانواده هایی را دیدم که فرزندانشان را به جبهه فرستاده بودند و هر چه مال و اموال داشتند در راه انقلاب و جنگ گذاشته بودند و خودشان از این دفاع مقدس حمایت می کردند».
اگر افتخاراتی از آن دوران احیاناً به بنده در اداره کردن دولت نسبت داده می شود من خود شاهد بودم که صبر مردم و تلاش و ابتکارات مردم با حضوری که داشتند مشکلات را حل می کرد و ما را در آن شرایط سخت قادر می کرد که بایستیم و مقاومت کنیم.
مثالی را برای شما بزنم: یک مرتبه من به طور ناشناس در بین مردم در صف خرید شیر حضور پیدا کردم؛ (صفهایی حتی تا پنجاه نفر) آن زمانی که وارد کردن شیر خشک احتیاج به هفتاد هشتاد میلیون دلار هزینه داشت و ما به خاطر جنگ این پول را نداشتیم؛ در یک دوره ای مردم برای بچه هایشان احتیاج شدیدی به شیر داشتند بنده شاهد بودم اگر کسی در این صفها، اعتراضی به دولت می کرد از همه طرف دهها صدا به حمایت دولت بلند می شد که شرایط جنگ است، شرایط دفاع است.
در کشوری که چند میلیون جمعیت دارد وقتی چنین پایداری در این سطح وجود داشت چه سهمی از پیروزی و پیشرفت کشور ما مرهون همین صبر و ایستادگی مردم بود شاید هیچگاه ما این مطلب را محاسبه نکردیم.
حقیقت آن است که با این عقب ماندگی ها که نسبت به کشورهای دیگر داریم، مشکلاتی که داریم، مخصوصاً بحرانهایی که الان درگیر با آن شده ایم اگر نتوانیم درصدی از آن روحیه مقاومت و ارزشها و معیارهایی که مردم برای خود داشته اند و آن نگاه و طرز تفکر را در دل ملت خودمان نتوانیم بیدار کنیم گذشتن از این گردنه ها کار آسانی نیست؛
ما وضعیت اقتصادی خوبی نداریم، وضعیت سیاسی خوبی نداریم، ارتباط ما با جهان مخدوش است، رابطه ما با مردم خودمان، با جوانان رابطه خوبی نیست؛ کسانی که امروز در دانشگاه شیراز بودند در جلسه دانشجویی می دیدند که چه فضای تند و احساسی در آنجا حکمفرما است. من گناه را از دانشجو نمی دانم، از جوان نمیدانم، ما برای غلبه بر این دشواری ها احتیاج به این داریم که هم تغییر بکنیم و هم بدانیم که این تغییر در گروی شرکت همگان، صبر همگان، خلاقیت همگان و یاری همگان است وگرنه مشکلات ما بیش از آن است که یک دولت به تنهایی بتواند با آن مقابله کند. ما حتی اگر شرایط خوبی هم داشتیم، اگر درآمدهای کلانی داشتیم، اگر وضعیت کارخانه هایمان خوب بود و این بحران ها را نداشتند، اگر مسئله واردات بی امان، امان تولید داخلی را نبریده بود و وضعیت بد اقتصادی ما به اینجا هم نرسیده بود باز نیاز به شرکت همه مردم و صبر همه مردم و خلاقیت همه مردم داشتیم و حقیقتاً نمی توانستیم بی نیاز از مردم باشیم و نقش اول را باید دوباره به مردم بازگردانیم. اینجا یک فضای معنوی است (مسجد قبا) و یک فضای اسلامی است به شما روحانیون عزیز و به شما طلاب گرامی، به شما مؤمنین که اول انقلاب را درک کرده اید یا اگر نبوده اید چیزهایی شنیده اید باید بگویم که من برداشتم این است که راه آینده انقلاب و عظمت کشور هم درست از همان مسیر می گذرد که ما در ابتدای انقلاب اسلامی از آن گذشتیم و اگر نتوانیم به طور کامل آن فضا را احیاء کنیم سعی کنیم لااقل عطر و بویی از معنویت و صمیمیت آن دوران و جا پایی از آن زمان را به عرصه امروز جامعه خود بکشانیم و همین زنده شدن آن ارزشها به مقدار هر چند ناچیزی هم که باشد می تواند وحدت ملی ما را حفظ کند، جوانهای ما را به مسجد بکشاند و هم روحانیون را در کنار دانشگاهیان بنشاند و هم در میان ملت ما اعتماد ایجاد کند که وقتی مردم به سیاست مدارها، به کسانی که در دولت هستند در مجلس و یا جاهای دیگر هستند نگاه می کنند با نگاه اعتماد و برادری و اخوت و یاری باشد و این آن چیزی است که از دعای شما و نیّات صادقانه شما و خواست و اراده شما برمی آید انشاء الله تعالی.
و السلام علیکم و رحمة الله
|